آیدا عزتی:سال 1379 وقتی سینمای ایران در آستانه صدسالگی بود و جشنهای ویژهای به همین مناسبت برگزار میشد، مجید مجیدی در چهارمین جشن خانه سینما گفت كه صدای پای«ابتذال» را میشنود. آن سال، فیلمهایی مثل «زیر پوست شهر»، «شوكران»، «عروس آتش»، «زمانی برای مستی اسبها»، «نسل سوخته»، «بوی كافور، عطر یاس»، «بلوغ»، «متولد ماه مهر»،«اعتراض» و... ساخته شده بود و كسی باور نمیكرد در یكی از سالهای درخشان سینمای ایران، كارگردانی از حضور ابتذال در سینما بگوید. سینمایی كه تازه داشت جان میگرفت و فضای جدیدی را تجربه میكرد. شاید همین موضوع هم باعث شد مجیدی در سال 85 هنگام مطرح شدن طرح تحقیق و تفحص مجلس از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در برابر اتهامات مطرح شده علیه سینما موضع بگیرد و در گفتوگویی كه در روزنامه «اطلاعات» منتشر شد، بگوید:«...اگر برای آقایان نمونهای از كارهای موفق طی هشت سال استناد شود خواهند گفت؛ با یك گل بهار نمیشود. در صورتیكه در عالم هنر با یك گل هم بهار میشود. البته درست است كه در عرصه سیاست با هزاران گل بهار نمیشود، ولی تاریخ نشان میدهد كه با یك اثر فاخر هنری و به همان تعبیر با یك گل بهار میشود. همانطور كه حافظ و مولانا برای بشریت بهار جاویدان عرصه شعر هستند.» البته مجیدی در همان زمان هم گفت:«...شش سال پیش در جشن خانه سینما نسبت به صدای پای ابتذال هشدار دادم. در آن جلسه ابراز نگرانی و دغدغههای خود را بیان كردم.
البته این به آن معنا نبود كه بخواهم كلیت سینما را زیر سوال ببرم. آیا واقعا در طول هشت سال دولت خاتمی حداقل سه یا چهار فیلم فاخر ساخته نشده است؟سالیانه در كشور آمریكا دو هزار فیلم ساخته میشود و از این میان حداكثر پنج فیلم ماندگار میشود. از طرفی جریان هنر انقلاب بر این اساس شكل گرفته است كه الگوسازی كند و با تلاش سینماگران «رنگ خدا» و «تولد یك پروانه» ساخته میشود كه یك جریان به نام سینمای معناگرا به راه میافتد.» و بعد در ادامه درباره مفهوم ابتذال در سینما توضیح داد:«من در جشن صدسالگی سینما نیز گفتهام، قبول دارم، در فضای باز دولت خاتمی بیش از هرچه شاهد رشد فیلمهای فرصتطلبانه و مبتذل بودیم.
در آن موقع افراد سودجو و فرصتطلب در كوتاهترین مدت با عقب كشیدن روسریها و عوض كردن مدل مانتوها، فیلمهای معلومالحال را روانه بازار كردند و اكنون نیز همان فرصتطلبان سوداگر با فضای ایجاد شده بعد از گزارش مجلس، روسریها را جلوتر خواهند آورد و به ریا خواهند پرداخت كه متاسفانه در سریالهای تلویزیونی نمونه بارز آن را شاهد هستیم. این ابتذال، ارزشها و اعتقادات ما را مورد هجمه قرار خواهد داد و متاسفانه نگاه سطحینگر فیلمی را مذهبی مینامد كه در آن ركعتهای نماز بیشتر خوانده شود! و این قشریگری متاسفانه برای سودجویان بسیار ارزشمند خواهد بود. و در این فضا، آنان كه ارزشمدار هستند و دغدغه هنر انقلاب را دارند به گوشه عزلت خواهند رفت.» اما ادامه این بحث تا دو سال بعد، به تعویق افتاد. زمانی كه بار دیگر مجید مجیدی از ابتذال در سینمای ایران گفت.
او در 12 آذر امسال در دانشگاه علامهطباطبایی درباره این موضوع گفت:«یكی از گلههای من به آقای خاتمی هم همین مسئله بود، چراكه بهرغم علاقهای كه به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم كه در دوره ایشان هم بهرغم فضای آزادی كه وجود داشت، چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد.» و همین جملات و انتقادها بود كه باعث شد «سیفالله داد» معاون امور سینمایی در سالهای 76 تا 80 در برابر آنها موضعگیری كند و نامهای مفصل به مجیدی بنویسد. داد در بخشی از نامهاش نوشت:«...فیلمهای واقعا اجتماعی زیادی در این دوره ساخته شد كه شاخصترین آنها فیلمهای رخشان بنیاعتماد، تهمینه میلانی، رسول صدرعاملی، علیرضا داوودنژاد، بهرام بیضایی، بهمن فرمانآرا، بهروز افخمی، سامان مقدم، مسعود كیمیایی، ابوالحسن داوودی، جعفر پناهی، فریدون جیرانی، احمدرضا درویش، رسول ملاقلیپور، رضا میركریمی، و... بود. همین فیلمها بودند كه جشنواره سینمای اجتماعی آبادان را رونق بخشیدند، كما اینكه جشنواره سینمای دینی حقیقت كه در یزد برگزار شد، پذیرای فیلمهایی شد كه با گرایش و درونمایه دینی ساخته میشدند.... تاكنون هیچیك از مخالفان حرفهای سینمای دوران اصلاحات اعلام نكردهاند حاصل آن دوران فقط ابتذال بوده است؛ حداكثر مدعی شدهاند از تعداد فیلمهای ارزشی كاسته شده و تعدادی فیلم مبتذل هم ساخته شده است. این آقای مجیدی است كه كل حاصل آن دوران را یك كاسه زیر سوال میبرد و به قول معروف گز نكرده پاره میكند. باید از این سینماگر عزیز پرسید آیا واقعا از دوران خاتمی چیزی «جز ابتذال» نصیب سینمای ما نشد. یعنی دستاورد آن دوران فقط و فقط ابتذال بوده است و دیگر هیچ؟!..»
سالهای دور از خانه
تمام این بحثها متعلق به سالهای گذشته است. انتقاد از ظهور ابتذال در سالهای بعد از دوم خرداد 1376 میتواند موضوع جدل بین اهالی سینما و مدیران و سیاستگذاران باشد. اما آیا سینمای ایران مبتذل شده است؟ فیلمهای روی پرده خیلیها را ناامید كرده اما آیا این همه داشته سینمای ایران است؟ آیا فیلمهای اكران نشده نمیتواند این جو سنگین موجود علیه سینمای ایران را تغییر دهد؟ اینها سوالاتی است كه در ذهن بسیاری به وجود آمده. اهالی سینما و البته رئیسجمهور سابق جمهوری اسلامی ایران هم با توجه به این جو به سوال ما پاسخ دادهاند. اینكه: «سینمای امروز ایران مبتذل است یا نه؟»
دورانگذار
سیدمحمد خاتمی، اولین شخصی است كه با همه انتقادهای مطرح شده درباره سینما به طور صریح درباره سینما اظهارنظر میكند. او در نشست روز 26 آذر با روزنامهنگاران و هنرمندان جوان در بنیاد باران درباره وضعیت فعلی سینمای ایران اینطور میگوید: «با اینكه دو، سه سالی میشود به سینما نرفتهام اما به اكران خصوصی سه فیلم دعوت شدهام؛ فیلم «دعوت» ساخته ابراهیم حاتمیكیا، «سه زن» فیلمی كه مادر پگاه آهنگرانی، خانم حكمت ساخته بود و سومی هم فیلمی بود كه آقای پرستویی در آن بازی میكرد و قسمتهایی از آن در لبنان میگذشت؛ «كتاب قانون».به نظرم هر سه از سطح كیفی خوبی برخوردار بودند و نمیشود گفت با وجود این فیلمها كلیت سینمای ایران مبتذل است.»
وقتی درباره اظهارات مجید مجیدی از سیدمحمد خاتمی پرسیدیم بلافاصله جواب داد:«آقای سیفالله داد جواب مناسبی به این اظهارت داد.» بهرام بیضایی این روزها مشغول آمادهسازی فیلم تازهاش «وقتی همه خوابیم» است. اثری كه احتمالا در جشنواره فجر آن را میبینیم. به همین دلیل هم ترجیح میدهد اظهارنظر نكند:«آنقدر درگیر ساخت فیلم خودم،«وقتی همه خوابیم» هستم كه فرصت نكرده ام فیلمهای اخیر را ببینم و به همین خاطر نمیتوانم قضاوت درستی بكنم.» تهمینه میلانی كه دو فیلم «سوپر استار» و «تسویه حساب» را آماده نمایش دارد درباره این موضوع میگوید:« ابتذال همیشه و در هر دولتی كه روی كار آمده، در سینما بوده است. در حال حاضر سینما، بیشتر، خنثی شده تا مبتذل. در زمان ریاستجمهوری آقای خاتمی، سینماگران به موضوعات اجتماعی گرایش پیدا كردند. بهترین فیلمهای اجتماعی من به عنوان كارگردان در دوره وزارت قبل ساخته شد.
«دو زن»، «نیمه پنهان»، «واكنش پنجم» و «زن زیادی» را در زمان وزارت دكتر مهاجرانی و آقای مسجدجامعی ساختم. نمیگویم در آن زمان كنترل نبود، اما نسبت به دورههای دیگر كمتر بود و دولت انتقادپذیرتر بود. جلوی آدم نمیایستادند. به نظرم الان هم ابتذال هست بهویژه در تلویزیون كه در آن گرایش به خرافات زیاد شده.» او توضیح میدهد: «اگر منصفانه نگاه كنم در این دوره سعی شده جلوی بخشی از ابتذال گرفته شود و تا آنجا كه اطلاع دارم به عدهای از تهیهكنندگان كه تمایل به ساخت فیلمهای سطحی داشتند و بعضا از فیلمفارسیهای قبل از انقلاب كپیبرداری میكردند، پروانه ساخت ندادند. اما واقعیت این است كه هیچ دورهای نبوده كه ایدهآل من باشد. الان محافظهكاری بیشتر شده و دیگر كسی ریسك نمیكند در حالی كه سینمای اجتماعی ریسك دارد. به من اجازه نمیدهند فیلم زنانه بسازم ولی به راحتی به دوستان و همكاران خوبم كه خودیتر از امثال من هستند مانند ابراهیم حاتمیكیا، كمال تبریزی و رضا میركریمی و... مجوز ساخت فیلم با موضوع زنان میدهند. هرچند كه در تحلیل نهایی فیلمهای ایشان، تنها شخصیتهای اصلی فیلمها زن هستند و كمتر نشانی از احتیاجات روانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان دیده میشود.
در واقع اغلب این فیلمها به نوعی اهداف سیاسی- اجتماعی گردانندگان جامعه را دنبال میكند. حال آنكه یك هنرمند واقعی از هیچ دولت و سیاستی حمایت نمیكند بلكه برای اصلاح ساختار سیاسی- اجتماعی، نقش منتقد اجتماعی را بازی میكند. تلویزیون هم ترجیح میدهد فیلمهای سطحی و سبُك كه كپیبرداری ناقص فیلمهای قبل از انقلاب است را بخرد و نشان دهد. من 11فیلم ساختهام كه اغلب آنها جوایز بسیاری در جشنوارههای داخلی و خارجی دریافت كردهاند و از نظر منتقدان و مردم فیلمهای قابل توجهی بودهاند ولی تنها سه فیلم اول من توسط تلویزیون خریداری شد و به نمایش درآمد. در حالی كه فیلمی مثل «آتش بس» میتوانست بارها و بارها از تلویزیون ملی پخش شود و نسل جوان ما را حداقل با نقش مشاور در خانواده آشنا كند.» جمال شورجه كه اینروزها نامش به عنوان مشاور كارگردان در تیتراژ مجموعه «یوسف پیامبر»(ع) دیده میشود معتقد به تنوع در سینمای ایران است. او میگوید: «نمیتوانیم بگوییم مجموعه سینما مبتذل است و زحماتی كه دوستان و همكاران میكشند را به یك چوب برانیم و واژه مبتذل را به تمامی آثار نسبت بدهیم.
ما طیفهای گستردهای از فیلمها داریم از «آواز گنجشكها» تا فیلمهای تجاری و گیشهای و فیلمسازهایی كه كسب درآمد و اقتصاد برایشان حرف اول را میزند. پارهای از فیلمها، مبتذل به معنای سطح پایین هستند و سطح توقع و فرهنگ مخاطب را پایین نگه میدارند. بخش دیگر نیز اینگونه نیست و در جهت ارتقاء مخاطب تلاش میكند. البته بخش قابل توجهی از فیلمهایی كه ساخته میشود فیلمهای میانهاند. نه مبتذل هستند و نه هدف مشخصی دارند؛ اما سعی میكنند حرفی برای گفتن داشته باشند. مشكل سینمای ما این است كه نمیداند نگرش كلی و انتظار حكومت از آن چیست؟ شاخص و معیار سینما خوب مشخص نشده است. عدممدیریت كلان و استراتژیك سینما و امتیازبندی فیلمها باعث شده هركس با توجه به نگاه و بافت ذهنی خودش و فرهنگ خودش فیلم بسازد و مسوولیت فیلم فقط بر عهده فیلمساز، نویسنده و تهیهكننده باشد. به همین خاطر طیف وسیعی در سینما داریم. فرهنگی و مبتذل. سینما راه خودش را میرود و بیباعث و بانی دور خودش میچرخد. من سعی میكنم نگاه تندرویی به سینما نداشته باشم. چه از زاویه روشنفكری، چه ارتجاعی. در دوران آقای خاتمی هم سینما همین بود و سینماگرها هم همین بودند. چند فیلمساز جوان هم بعد از ساختن چند فیلم در بخش فرهنگی به سینمای بدنه روی آوردند و جزئی از آن شدند. الان هم همینطور است.»
مینو فرشچی، فیلمنامهنویس، درباره این سوال توضیح مفصلی میدهد: «معنای ابتذال یعنی زیادهروی در بذل(بخشش). به هر چیزی كه زیاد تكرار شود هم میگویند مبتذل. این روزها چون تنوع در آثار سینمایی كم شده این اتهام به سینما وارد میشود. گاهی وقتها هم آسانطلبی به این تكرار دامن میزند. اگر تنوع بیشتر شود و فیلمسازها و فیلمنامهنویسها و خلاصه همه و همه تنبلی را كنار بگذارند، سینما از این ورطه نجات پیدا میكند. هر چند كمی بودجه- فقر اقتصادی- به فقر فرهنگی دامن میزند. از آن جایی كه در جشن خانه سینما داور بودم، فیلمهایی كه در یك سال اخیر ساخته شده و به اكران درآمده یا هنوز به نوبت اكران نرسیده را دیدهام. فیلمهای خوب، انگشتشمار بود؛ اما قرار نیست همه آثار از درجه عالی برخوردار باشند. حتی در سینمای هالیوود هم تعداد فیلمهای قابل اعتنا محدود است. مضامین نمایش 36 مورد است كه از این 36 مورد، برخی را به وضوح و كامل نمیتوانیم نشان دهیم. یعنی موانع پخش داریم. 10 مورد هم سخت است، چند مورد انگشتشمار خوب داریم. بقیه هم فقط به گیشه فكر میكنند كه نتیجهاش میشود كمدیهای مبتذل و دمدستی. پس طبیعی است كه سطح سینما پایین بیاید.
البته هر فیلم ارزانی الزاما بد نیست. مخاطب هم با وجود ماهواره و دیویدیهای غیرمجازی كه از فیلمهای روز جهان در دسترس دارد، سینمای خانگیاش را ترجیح میدهد. آن هم در كلانشهری مثل تهران با وجود ترافیك و هزینه بلیت سینما.»اما حرفهای ایرج قادری درباره ابتذال در سینمای ایران هم خواندنی است: «اگر بگوییم سینما مبتذل است مانند این است كه چند روز به یك شهرستان برویم و در آنجا آب و هوا خوب نباشد. بعد همیشه بگوییم آن منطقه آب و هوای بدی دارد. شاید فقط آن چند روز خوب نبوده اما ما برای همیشه درباره آن قضاوت میكنیم. در سینما هم همینطور است. باید ببینیم چه زمانی رفتهایم تا فیلم ببینیم و چه فیلمی را برای دیدن انتخاب كردهایم. فیلمهای خوب و قابل احترام هم در سینمای ایران ساخته میشود. در كنار آنها چند فیلم ناخوب هم هست. بضاعت سینمای ما همین است. ما واقعا كارگردانهای خوبی مثل آقای مجیدی داریم كه فیلمی مثل«آواز گنجشكها» میسازد. واقعا فیلم قابل ستایشی است و با وجود این آثار نمیشود گفت سینمای ایران مبتذل شده است.» علیرضا سجادپور به عنوان حامی تغییر در سینمای ایران درباره «ابتذال» توضیح میدهد: «در این قضیه چند سوءتفاهم وجود دارد.
اول باید مشخص كنیم دوستانی كه این بحث را راه انداختهاند ابتذال را چطور معنا كردهاند. من واقعا نمیدانم منظورشان از ابتذال چیست. به نظر من معنی ابتذال بیاخلاقی یا بیبند و باری نیست شاید قبل از انقلاب شاهد این جریان در سینما بودهایم ولی در بخشهای زیادی از دوران پس از انقلاب سینما دچار سطحینگری بوده و همین سطحینگری، خیلی وقتها سینما را آزار داده. ما از سینما توقع داریم به عنوان هنر پیشتاز، پیشتاز هم عمل كند. جلوتر از مردم مسائل را دریابد و آینه واقعی جامعه باشد. ولی متاسفانه بسیار ضعیف عمل كرده و نتوانسته انتظارات را برآورده كند. از طرفی كل بحث ابتذال جدا از معنا، یك بحث انحرافی است و باعث شده سینما از وظیفه اصلی و كلیدی خودش دور شود.»
سجادپور درباره این بحث میگوید:«از سال 64 به بعد سینما گرفتار یك جریان روشنفكرنمای بیگانه شد. طوری كه از ارزشهای ملی و فرهنگی فاصله گرفت. این قضیه هم به خاطر ضعف و انحراف مدیریتی بود، نه سینماگران. تنها از سال 73 تا 76 سینما فرصت كوتاهی برای بازگشت به تعریف خودش داشت، از نظر تولیدات، رونق اقتصادی و آمار مخاطبین این را میگویم. این حركت از سال 76 با سكته سیاسی مواجه شد و دیگر حتی با وجود تغییر سیاسی كشور همان راه را ادامه داد. آنها كه این بحث را راه انداختهاند خودشان هم نمیدانند دقیقا سر چه چیز دعوا میكنند. تعبیر بیاخلاقی اصلا شایسته سینمای ایران نیست. سینما بخشی از فرهنگ ایران است و نباید اینقدر ضعیف و كوچك شود كه بحث اصلیاش این باشد. با ارتباطی كه با بدنه سینما دارم فكر میكنم در درون جریان فرهنگی كشور، آمادگی برای زایش و ریلگذاری مجدد برای سینما وجود دارد اما این اراده در بدنه مدیریت فرهنگی كشور چندان به چشم نمیآید و باید شخص رئیسجمهور در این قسمت مداخله مستقیم كنند و با انتظاری كه از ایشان داریم در جهت ایجاد تحول مثبت مدیریتی استارت بزنند.»
آخر بازی
بحث ابتذال به این راحتیها به پایان نمیرسد. در دورهای كه سینماگران بعد از دریافت مجوز برای ساخت فیلمهایشان باز هم نگران نمایش فیلمهایشان هستند (تجربه «خاك آشنا»، «صدسال به این سالها» و... هنوز در ذهن همه هست) و نظارت در مرحله پخش هم وجود دارد، نمیتوان به این راحتی ماجرای ابتذال را در سینمای ایران تمام كرد. شاید بحثها، مناظرهها و اظهارنظرهای دیگری لازم باشد.







